حسن حسن زاده آملى
47
نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى)
و اجزاى مقدارى مركب ناچار هر يك قابل اشاره حسيه اند ، و اجزاى معنوى بتحليل عقل از يكديگر ممتازند خواه اجزاى خارجى باشند مانند هيولى و صورت ، و خواه اجزاى عقلى مانند جنس و فصل كه همان ماده و صورت ذهنى اند و تفاوت باعتبار به شرط لا و لابشرط است . حال گوييم اگر وجوب وجود ، به اجزاء منقسم شود يا هر جزء واجب الوجود است يا نيست . در صورت نخستين تعدد واجب لازم آيد و به برهان توحيد بارى در فص هفتم و هشتم دانستى كه تكثر و تعدد واجب محال است . و در صورت دوم تقدم ممكن بر واجب لازم آيد زيرا كه يك يك اجزاى هر جمله بذات خود مقدم بر جمله است و مراد از جمله در اينجا كل است و روشن است كه جزء در وجود اقدام از كل و كل ابعد از جزء است .